از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
|
|
خانم ها چه خصوصياتي دارند؟ خیلی سخت است بتوان طبق خصوصیات اخلاقی که جنس مخالف آنها را می پسندد رفتار کرد. معمولاً هنگامی که زمان قرارهای ملاقات فرا می رسد، خانم ها از هر نظر به خودشان می رسند، اما در مقابل آقایون همان چهره ي خسته و كوفته ي باشگاه را ترجیح می دهند.
نکته مهمی که آقایون نباید هیچ گاه از نظر خود دور کنند این است که خانم ها همیشه آن طور که وانمود می کنند، نیستند و هیچ گاه حقیقت چیزهایی را که دوست دارند در همسر خود ببینند را به زبان نمی آورند. شاید برخی از خانم ها نسبت به بعضی از خصوصیات اخلاقی همسرشان دل خوشی نداشته باشند و همیشه از او ایراد بگیرند و به او غر بزنند، اما بد نیست که در این قسمت از برخی خصوصیاتی که می تواند یک خانم را همواره علاقمند به شوهرش نگه دارد نیز چیزهایی بدانیم... این مقاله را بخوانید تا ببینید کدامیک از رفتارهای "مردانه" تان حس علاقه همسرتان را بر می انگیزد و برای تغییر آنها مجددا فکر کنید...!
1)نه گفتن شما باید تصمیماتی که به ذهنتان را می رسد را انجام دهید و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور می دهد عمل کنید، حتی اگر این کار سبب عصبانی شدن خانم شود. آقایون تصور می کنند که دخترخانم ها به دنبال نامزدهایی می گردند که او را بتوانند روی یک انگشت خود بچرخانند و هر چه که می گویند انجام دهد. اگر بخواهید همیشه مطابق آنچه به شما دیکته می شود عمل کنید، دیری نخواهد گذشت که رابطه تان کسل کننده و ملال آور می شود. خانم ها به دنبال مردی هستند که چیزی برای ارائه کردن در دست داشته باشد و بتواند عقاید و ملاحظات شخصی خود را در بحث ها وارد کند. آنها به دنبال مردی هستند که شخصیت منحصر به فردی داشته باشد. اگر تمام زندگی یک مرد را تنها همسرش تشکیل دهد، آنگاه دیگر چیزهای زیادی برای گفتن ندارد و برایش سورپرایزهای زیادی باقی نمی ماند که بتواند در مواقع ضروری آنها را رو کند. حتی اگر همسر شما از آن دسته خانمهایی باشد که دوست دارند قدرت و کنترل خانواده را بدست بگیرند، باز هم بدش نمی آید که گهگاه با شما قدرت آزمایی و جدلی برابر داشته باشد. بنابراین اگر تا به حال تصور می کردید که باید کنترل تمام امور را به دست او بسپارید، بهتر است از این به بعد، دست از این کار بردارید. به منظور حفظ رابطه و نگهداشتن او، حتماً نباید خودتان را به یک خدمتکار خانگی دست آموز تبدیل کنید...! 2)شهوت جنسي کاملاً روشن است که اگر یک رابطه، تنها به برقراری روابط جنسی محدود شود، طرف مقابل احساس می کند که مورد سوء استفاده قرار می گیرد. اما از سوی دیگر باید این امر را نیز در نظر گرفت که یک خانم زمانیکه می بیند شوهرش در مقابل او کنترل خود را از دست میدهد و ابراز علاقه می کند انگار دنیا را به وی داده اند. اگر همسر شما شاغل است و شب هنگام پس از یک روز سخت کاری و سر و کله زدن با ارباب رجوع و همکاران، او را در خانه می بینید هیچ چیز جز معاشقه نمی تواند او را خوشحال کند. این امر سبب می شود که او خودش را در راس تمام شادیهای جهان قرار دهد. اگر او شغل حساس و با ارزشی دارد و در سمت مهمی قرار دارد، بهتر است شما شروع کننده ارتباط جنسی باشید. این امر به او اجازه می دهد که با خیال راحت از رابطه خود لذت ببرد...! 3)مستقل بودن شاید همیشه خانم ها به این دلیل ناراحت می شوند که همسرشان ادعا می کنند سرشان بیش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه کافی ندارد، وقت زیادی را در محل کار خود سپری می کنند و یا با دوست های خود خوش گذرانی می کنند. باید توجه داشته باشید که اگر می خواهید همسرتان در کنارتان باقی بماند، باید مانند یک پرنسس با او رفتار کنید، اما از طرف دیگر، همواره در نظر داشته باشید که اگر سرگرمی، تفریح و کارهای دیگری برای انجام دادن نداشته باشید، ممکن است خانم احساس کند که در حال خفه شدن در رابطه است. همان اندازه که شما در رابطه نیاز به فضا دارید، خانم ها نیز از آزادی خود لذت می برند و شدیداً به آن محتاج هستند. یک مرد مستقل و متکی به نفس در نظر خانم ها از جذابیت بیشتری برخوردار می باشد. یک مرد محتاج و بدون آرزو های بزرگ، برای بیشتر خانم ها هیچ گونه جذابیتی ندارد. بنابراین شما مجاز هستید که با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذارید و شغل و سرگرمی مخصوص به خودتان را داشته باشید...! 4)حسود بودن حسادت یکی از احساسات قوی به شمار می رود. هر چند انسان ها نمی توانند میزان دقیق حسادت خود را کنترل نمایند، اما مقدار کمی حسد، آن هم به طور گهگاه و اتفاقی، به راحتی می تواند حس جاذبه شما را در نظر او افزایش دهد. اگر شما نسبت به مردهایی که با او صحبت می کنند، هیچ گونه عکس العملی از خود نشان ندهید، او تصور می کند که به هیچ وجه برایش ارزش قائل نیستید. به همین دلیل به دنبال کسی می رود که این خلا را برایش پر کند. اگر او را در مورد یک همکار مذکر خیلی صمیمی و یا مربی اش بازخواست نمایید، شاید در ظاهر به شما غر بزند، اما در باطن لبخندی بر لبهایش نقش خواهد بست. توجه كنيد كه هر وقت نوبت به حسادت می رسد، مقدار کمی از آن می تواند مثمر ثمر واقع شود. پس در خرج کردن آن به شدت صرفه جویی کنید. از قدرت فوق العاده آن با خبر شوید: او می تواند عاشق مردی شود که نسبت به دارایی های شخصی او حساس بوده و از آنها محافظت کند...! 5)آسيب پذيري گاه به گاه هر انسانی دوست دارد که احساس کند دیگران به وجود او نیازمند هستند و از آنجایی که کمتر اتفاق می افتد یک خانم بتواند از شوهر خود محافظت کند، بد نیست که به او اجازه دهید این کار را از طریق روشهای دیگر به شما اثبات کند. برای مثال بد نیست که به او اجازه دهید تا به شما گوشزد کند نیاز به جوراب های بیشتری دارید، یا اینکه همیشه یادتان می رود رخت ها را به خشک شویی ببرید، و برای بستن کروات خود به کمک او احتیاج دارید. شاید احمقانه به نظر برسد اما گاهی اوقات همین موارد ساده و پیش پا افتاده سبب می شود که او احساس بهتری نسبت به خودش پیدا کند و بیش از پیش جذب شما شود. البته این امر بدان معنا نیست که سعی کنید از او برای خود یک مادر بسازید. هر چند او از این کار بدش نمی آید، اما این امر شاید جزء آخرین چیزهایی باشد که او انتظارش را از شما دارد. فقط زمانیکه نیاز به کمک داشتید و احساس می کردید که او می تواند به شما کمک کند از او درخواست همکاری کنید. با این کار بدون شک به او احساس قدرت، سودمند واقع شدن و مهم بودن دست خواهد داد. اغلب مردها تصور می کنند که برای کشاندن خانم ها به سمت خود باید از خودشان یک قهرمان دست نیافتنی بسازند، اما این امر صحت ندارد. مقداری نیازمندی و کمک خواستن سبب می شود که شما در نظر او تا حدی آسیب پذیر جلوه کنید و در چنین موقعیتی تمام خانم ها حاضر ایستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما کمک کنند...! 6)پنهان كردن احساسات شاید او همیشه اعتراض می کند که چرا نباید بداند که شما در حال فکر کردن به چه موضوعی هستید. شاید دوست داشته باشد بداند که در طول روز و در محل کار برای ما چه اتفاقاتی رخ داده است. شاید همیشه از شما بخواهد تا در مورد همه چیز با او صحبت کنید و به اصطلاح سفره دلتان را برای او باز کنید تا بتواند به عمیق ترین نقطه از احساساتتان دسترسی پیدا کند. شما می دانید که خانم ها با دوستهای دختر، در مورد جزییات تمام مسائل به خصوص در مورد نگرانی های خود صحبت می کنند. به همین دلیل اگر بخواهید تمام احساست خود را در مقابل او بازگو کنید، خیلی راحت می تواند به شما نمره دهد. در برخی مواقع اگر کمی از او دوری کنید و خود را کمی اسرار آمیز جلوه دهید، او علاقه بیشتری به شما پیدا خواهد کرد. نکته جالب اینجاست که خودش به شخصه برای پیدا کردن حقیقت تلاش می کند. خانم ها لذت می برند تا بدون اینکه شما به آنها چیزی بگویید، خودشان بتوانند از اسرار شما سر در بیاورند. شاید آنقدرها هم که شما تصور می کنید از این کار متنفر نباشد...! 7)وارسي كردن خانم ها به اندازه آقایون دوست دارند که دیگران آنها را به خاطر توانایی های ذهنی و عملی شان تحسین کنند، و زمانیکه کاری را درست انجام دادند مورد تشویق قرار بگیرند. آنها در چنین حالتی انتظار ترفیع رتبه و تشویقی نیز دارند. اگر یک خانم با حالت جذابی صحبت می کند، دلش می خواهد مورد توجه قرار بگیرد. البته این امر به شرایط و کسانیکه به او توجه می کنند هم بستگی دارد. اما زمانیکه نوبت به مردی می رسد که خانم دوستش می دارد، با کمال میل به او اجازه می دهد که کلیه متعلقاتش را چک کند. خانم ها هم مانند آقایون از تعریف و تمجید لذت می برند. اگر به او توجه کنید او واقعا خوشحال می شود و این خوشحالی شما را به هر کجا که بخواهید خواهد رساند...! 8)پنهان كردن بهترين رفتارها هر چند خانمها در بیشتر موارد، زمانی که غر زدن هایشان را شروع می کنند کاملاً جدی هستند، اما باید این امر را هم در نظر داشته باشید که اگر بخواهید همیشه با او موافقت کنید و مطابق خواسته هایش رفتار کنید، او دلش برای خود واقعی شما تنگ خواهد شد. این قبيل رفتارها به دو دسته تقسیم می شوند: آنهایی که خود واقعی شما را نمایان می سازند و آن دسته ای که شما را به او نشان می دهند. از آنجایی که ما کاملاً واقف هستیم که خانم ها نیازمند توجه هستند و همین توجه باعث جذب خانمها به آقایون می شود، این احتمال وجود دارد که برخی رفتارهای منحصر به فرد شما باعث شود تا گل لبخند را بر روی لبهای او بنشاند و در وجود او جذابیت بیشتری نسبت به شما ایجاد نماید. بنابراین هیچ گاه نباید به ظاهر صحبت های او توجه کنید. در بیشتر مواقع او شما را فقط به خاطر وجود خودتان دوست می دارد...! غم دلدار
فارغ از خود شدم و كوس اناالحق بزدم همچو منصور خريدار سر دار شدم غم دلدار فكنده است به جانم شرري كه به جان آمدم و شهره ي بازار شدم در ميخانه گشاييد به رويم شب و روز كه من از مسجد و از مدرسه بيزار شدم من به خال لبت اي دوست گرفتار شدم چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم جامه ي زهد و ريا كندم و بر تن كردم خرقه ي پير خراباتي و هشيار شدم واعظ شهر كه از پند خود آزارم داد از دم رند مي آلوده مددكار شدم بگذاريد كه از بتكده يادي بكنم من كه با دست بت ميكده بيدار شدم خاطرات يك روز باراني امروز كمي دير از خواب بلند شدم. راستش ديروز رفته بوديم بندر و به همين خاطر خيلي خسته بودم... قدم زدن كنار دريا، چيدن صدف از روي ماسه ها و ديدن غروب بندر، همشون از تو ميگفتن... اي كاش تو هم باهام بودي... نميخوام برات از ديروز بگم، آخه ديروز به همه خوش گذشت الا من. علتش رو هم خودت ميدوني! خلاصه داشتم دست و صورتمو مي شستم كه صداي در همسايه مون اومد... تا شنيدم دلم لرزيد...نميدونم چرا اينجوري شدم ولي دلم گواه ميداد كه تو پشت دري! اومدم توي اتاقم نشستم و به گوشيم زل زدم... بالاخره زنگ خورد و وقتي برداشتم صداي نازنينت مثه هميشه آرومم كرد. مامانم اينا خونه بودن. به همين خاطر از خونه زدم بيرون و كلي با هم حرف زديم... وقتي گوشي رو قطع كرديم، فكر كردم راحت شدم و به همين خاطر برگشتم خونه. اما هنوز چند دقيقه نشده بود كه دلم دوباره برات تنگ شد...! دلم ميخواست هر جور شده ببينمت، آخه خيلي وقت بود از نزديك نديده بودمت. به همين خاطر گوشيمو برداشتم زنگ بزنم كه خودت زنگ زدي! وقتي ازم خواستي بيام تو حياط تا همديگه رو ببينيم، خيلي خوشحال شدم...فورا لباسمو عوض كردم و اومدم بيرون... تو بالا، رو تراس بودي و من پايين، تو حياط... لحظه خيلي قشنگي بود... دلم يه عالمه برات تنگ شده بود... اون روز فقط مي خنديديم و با هم حرف مي زديم... خيلي وقت بود كه همديگه رو از نزديك نديده بوديم ولي نميدونم چرا هيچكدوم رومون نميشد به صورت همديگه نگاه كنيم! البته با اومدن مسلم و بيتا، كمي بهتر شد...! اي كاش مي تونستم حسي كه اون لحظه داشتمو برات توصيف كنم ولي حيف كه با قلم و كاغذ نميشه... اون روز ظهر قرار بود ماهي درست كنيم. به همين خاطر بايد با مسلم مي رفتيم نانوايي و آرد مي خريديم. يادمه وقتي با موتور مي رفتم بيرون حياط، صدام زدي... وقتي نگاه كردم، گفتي"تا بارون نزده، برگرد خونه"... هنوز سر كوچه نرسيده بوديم كه نم نم بارون شروع شد...شهر خلوت بود و تا ظهر خيلي وقت بود. به همين خاطر كارت تلفن مسلم رو ازش گرفتم و دوباره برات زنگ زدم... ميدونستم هنوز اونجايي. آخه قول داده بودي تا من برنگشتم، نري... اين بار خيلي بيشتر و البته راحت تر با هم حرف زديم، جوري كه وقتي گوشي رو قطع كردم بجز "دوست دارم" ديگه حرفي براي گفتن نداشتم...! بارون كمي شديدتر شده بود و بالاخره آرد هم گرفتيم و برگشتيم خونه... درو كه باز كردم رو تراس وايساده بودي و مستقيم به من زل زده بودي... هنوز اون نگاهت، زير نم نم بارون، يادمه و حتم دارم هيچوقت از خاطرم محو نميشه...نميدونم اون لحظه به چي فكر ميكردي ولي صورتت دنيايي از عشق و محبت بود... چهارشنبه 23/10/87 مجرد هاي عاشق، بخوانند!
ازدواج، يکي از موضوعات اساسي زندگي هر فرد است و در اين ميان، افرادي که با تدبيري مناسب به اين سنت الهي عمل ميکنند، شاهد پيامدهاي بسيار مثبتي در زندگي خواهند بود و آرامشي عميق در زندگيشان جاري ميگردد. اما متأسفانه بايد بگوييم که براساس آمار و ارقام رسمي کشورمان در سال1386 ، حدود صدهزار مورد طلاق در جامعهي ما اتفاق افتاده که هر شنوندهاي را بيدرنگ به تأمل در اينخصوص ، وا ميدارد. آيا اين افراد، قبل از ازدواج فکر ميکردند روزي با دنيايي از اندوه، ميبايست از هم جدا شوند؟! با بررسي بسيار ساده و گذرا در زندگي بسياري از زوجهاي جوان که بهظاهر روزي عاشق يکديگر بودند و اينک از هم نفرت دارند، درمييابيم که آنان مفهوم عشق را اشتباه در ذهن و کالبد وجودشان، تعبير کرده و براساس اين اشتباه، تصوير رنگي و زيبايي از طرف مقابل در ذهنشان ترسيم و زندگي مشترک خود را بدون هيچ پشتوانهي منطقي و عقلي آغاز نمودهاند. در اين مقاله سعي ميشود برخي مشکلات عشقهاي زودگذر و سطحي بيان شود تا دستکم افرادي که گرفتار چنين عشقهايي شدهاند، با بررسي اين نکتهها، نگاه عميقتر و عاقلانهتري به موضوع ازدواج داشته باشند: چهرههاي تکراري: يکي از جذابيتهايي که در عشقهاي زودگذر وجود دارد، چهره و ظاهر فرد مقابل است. آنان شيفتهي زيبايي ظاهر هم ميشوند و با گفتن کلمههاي عاطفي و عاشقانه، تظاهر به علاقهمندي به خصلتهاي ارزشي يکديگر ميکنند، اما بعد از گذشت مدتي از ازدواج، با فروکش کردن هيجانهاي کاذب از درون، به سراغ ارزشهاي فرد مقابل ميروند چرا که در اين زمان، چهرهي او ديگر عادي و شايد هم تکراري شده و اکنون ويژگيهاي دروني و معنوي همسر برايشان مهم و جدي گشته و در صورتي که با نظام ارزشيِ مورد قبول آنان سازگار نباشد، شروع به بهانهگيري و پرخاشگري ميکنند و زندگي را تبديل به جهنمي سوزان و پراضطراب مينمايند. جوانان عزيز، يادتان باشد که: «چهره و ظاهرِ مورد پسند، در ازدواج مهم است اما شرط کافي براي يک زندگيِ خوب نيست » سوءظنهاي مکرر: از آسيبهاي بسيار جدي عشقهاي زودگذري که منجر به ازدواج ميشود، سوءظنهاي مکرر در زندگي زناشويي ميباشد. افرادي که بهراحتي با يک لبخند و يا با يک گفتوگوي ساده در يک ميهماني و بدون هيچ پشتوانهي منطقي، دل به هم ميسپارند، پس از زماني اندک بعد از ازدواج، دچار ترديد ميشوند که چنين فرديکه به اين راحتي با من بناي دوستي و محبت را گذاشت، ممکن است با فرد ديگري هم چنين بوده باشد و يا در آيندهاي نزديک، چنين رابطهاي را با ديگري داشته باشد. بنابراين، مدام دچار ترديد و بدبيني نسبت به همسر شده و هميشه به ديدهي يک متهم به او مينگرد و همين سوءظنهاي مکرر، زندگي را آشفته و دچار بحران ميکند. هر چهقدر يک خانم در ارتباطها و محاوراتش با مردان غريبه، راحتتر باشد، به همان ميزان، ارزش و قيمتش نزد آنان پايينتر ميآيد و فقط زيباييهاي ظاهري آن زن براي آنان جلب توجه ميکند و گوهر وجودي و ارزشي آن زن، مورد بيمهري قرار ميگيرد. دختر خانمهاي عزيز، يادتان باشد که: «مردان خوب و مهربان، دنبال تشکيل خانواده با دختراني هستند که بهراحتي در دسترس نباشند » عدم پشتوانهي خانواده: يکي از معضلهاي بيشتر زوجهايي که با عشقهاي خياباني، زندگي مشترک خود را آغاز ميکنند، عدم حمايت خانوادههايشان ميباشد. پدر و مادر که سالها فرزندان را در چتر حمايتي خود قرار دادهاند و آرزوي يک زندگي خوب را براي فرزندانشان داشتهاند، ناگهان با انتخابي از طرف فرزندشان مواجه ميشوند که شايد به هيچوجه تناسبي با خانوادهي آنان نداشته باشد. بنابراين، تنها با اصرار و پافشاري فرزندشان، تن به رضايت به اين ازدواج ميدهند و گاهي هم هيچوقت چنين ازدواجي را حتي بهظاهر، تأييد نميکنند. چنين زوجهايي که مورد حمايت مادي و معنوي خانواده قرار نميگيرند، بهطور معمول، بعد از زمان کوتاهي از زندگي مشترک، دچار طوفانهاي شديدي در عرصهي زندگي ميشوند و چون تکيهگاه محکمي ندارند، گاهي بادبانهاي کشتي زندگيشان در اين بحرانها ميشکند و بازسازي اين بادبان شکسته، شايد بسيار سخت و گاهي هم غيرممکن باشد. جوانان عزيز، يادتان باشد که: «خانواده، مهمترين پشتوانهي يک زوج جوان در عرصهي زندگي خواهد بود. سعي کنيد همواره از حمايت آنان در تصميمها برخوردار باشيد » کاهش احساسهاي عاشقانه: زوجهايي که با عشقي کاذب و بدون منطق، زندگي مشترک خود را آغاز ميکنند، به دليل طغيان بياساس احساساتشان در ابراز علاقه در ابتداي آشنايي، پس از ازدواج، بهطور طبيعي اين معاشقه و فوران احساسها، رو به تنزل ميرود و اين در حاليست که انتظارها و توقعهاي گذشته همچنان باقيست و در اين شرايط، طرفين احساسات خود را با قبل از ازدواج مقايسه کرده و دچار تناقض ميشوند و چنين برداشت ميکنند که طرف مقابل، تمام آنچه را که در گذشته بيان داشته، دروغ گفته است. در زندگي منطقي، اين نکته قابل توجه است که زوجين هر روز نسبت به يکديگر عاشقتر ميشوند و حرارت احساسها و عواطفشان نسبت به هم بيشتر و عاشقانهتر ميشود، در صورتيكه در زندگي غيرمنطقي، زندگي روز به روز غير قابل تحملتر ميشود و زن و شوهر از يکديگر دورتر ميشوند. بهراحتي دل داده و به راحتي دل از دست ميدهند: ازدواجهاي بيمنطقي که بر پايهي تدبير بنا نشده و زوجين بهراحتي به يکديگر دل ميسپارند و مسير مشترک يک زندگي را آغاز ميکنند، بعد از گذشت مدتي، دچار بحرانهاي شديد عاطفي، روحي و خانوادگي ميشوند. آنان تازه به سراغ ارزشها ميروند و متوجه ميشوند اصول مهمي در زندگي هست که ميبايست در طرف مقابل وجود داشته باشد و اکنون همسرشان فاقد آنهاست. اينگونه افراد بهطور معمول بدون هيچ منطقي، ساز جدايي را سر ميدهند و بهراحتي دم از طلاق ميزنند. آنان که در فاصلهاي نه چندان دور، بهراحتي دل به محبوبشان دادند، اينک نيز به همان راحتي از او ميگذرند و عشق خويش را در جايي ديگر جستوجو و بهسادگي، يک زندگي مشترک را نابود ميکنند. جوانان عزيز بهطور حتم بايد توجه داشته باشند که: « زندگي مشترک، يک شوخي نيست و طرفين ميبايست با يک بررسي دقيق و مشاورههاي مختلف، اين مسير را آغاز نمايند و افراد قبل از اينکه گرفتار احساسهاي عاطفي با کسي شوند، معيارها و ويژگيهاي مورد نظرشان را در زندگي، مشخص و بر اساس آن اقدام نمايند تا لحظههاي زيبايي در زندگي برايشان رقم بخورد » با آرزوي خوشبختي براي همهي دخترها و پسرهاي ايراني فرزند خدا
در كنار ساحل با خدا قدم مي زدم! در آسمان تصويري از زندگي خود ديدم! بر زمين دو جاي پا ديدم، يكي متعلق به من و ديگري متعلق به خدا وقتي آخرين تصوير زندگيم را در آسمان ديدم، به زمين نگاه كردم، اما يك جاي پا بيشتر نديدم! از خدا سوال كردم: خدايا فرمودي اگر به تو ايمان بياورم هيچ زمان تنهايم نخواهي گذاشت. اكنون در سخت ترين تصوير زندگيم يك جاي پا بيشتر نيست! چرا اين زمان كه بيشترين نياز را به تو داشتم تنهايم گذاشتي؟ خداوند فرمود: فرزند عزيزم! تو را دوست دارم و تنهايت نمي گذارم. در مواقع سخت اگر يك جاي پا مي بيني، در آن لحظه تو را به دوش كشيده ام... |
|